سليم بن قيس الهلالي الكوفي ( مترجم : اسماعيل انصارى زنجانى )
569
كتاب سليم بن قيس الهلالي ( اسرار آل محمد ع ) ( فارسي )
مدينه را به لرزه در آورد ، و مردم مانند روزى كه پيامبر صلى اللَّه عليه و آله از دنيا رفته بود متحيّر ماندند . ابو بكر و عمر هم بعنوان تسليت به امير المؤمنين عليه السّلام آمدند و گفتند : « اى ابو الحسن ، براى نماز بر دختر پيامبر بر ما سبقت مگير » . نماز و تدفين مخفيانهء حضرت زهرا عليها السّلام ( 1 ) شب كه شد على عليه السّلام عبّاس و فضل و مقداد و سلمان و ابو ذر و عمّار را صدا زد . عبّاس جلو رفت و بر آن حضرت نماز خواند « 22 » و او را دفن كردند . صبح كه مردم برخاستند ابو بكر و عمر به همراهى آنان آمدند و قصد داشتند بر حضرت زهرا عليها السّلام نماز بخوانند . مقداد گفت : ديشب حضرت فاطمه عليها السّلام را دفن كرديم ! عمر رو به ابو بكر كرد و گفت : به تو نگفتم ، آنها زود اين كار را مىكنند ؟ ! عبّاس گفت : آن حضرت وصيّت كرده بود شما دو نفر بر او نماز نخوانيد . قصد عمر براى نبش قبر حضرت زهرا عليها السّلام و عكس العمل امير المؤمنين عليه السّلام ( 2 ) عمر گفت : به خدا قسم اى بنى هاشم ، شما حسد قديمىتان را نسبت به ما هرگز ترك نمىكنيد . اين كينههايى كه در سينههاى شماست هرگز از بين نمىرود « 23 » . به خدا قسم قصد كردهام قبر او را نبش كنم و بر او نماز بخوانم ! امير المؤمنين عليه السّلام فرمود : به خدا قسم اى پسر صُهاك ، اگر چنين قصدى نمايى دستت را بسويت بر مىگردانم ، به خدا قسم اگر شمشيرم را بيرون كشم آن را غلاف نخواهم كرد مگر با گرفتن جان تو ! ( اگر مىتوانى ) قصدت را عملى كن . در اينجا عمر شكست خورد و سكوت كرد و دانست كه على عليه السّلام هر گاه قسم ياد كند آن را عملى مىكند . سپس على عليه السّلام فرمود : اى عمر ، تو همان كسى نيستى كه پيامبر صلى اللَّه عليه و آله قصد كشتن تو را
--> ( 22 ) اين صورت ظاهرى قضيّه است ، و طبق احاديث خود امير المؤمنين عليه السّلام قبلا بر بدن حضرت نماز خوانده بود . بحار : ج 43 ص 188 و 193 و 215 مراجعه شود . ( 23 ) « ب » و « د » : آيا وقت آن نشده است كه اين كينههايى كه در دل شماست از بين برود ؟ !